بلاگ
قبل از حل مسئله، انتخاب روش حل مسئله مهمتر است
بخش بزرگی از ادبیات تصمیمگیری در سازمانها حول یک تصور تکراری شکل گرفته است: اینکه مسئله اصلی، پیدا کردن پاسخ درست است. این تصور دقیق به نظر میرسد، اما ناقص است. در واقعیت، بسیاری از خطاهای تصمیمگیری نه به خاطر نداشتن پاسخ درست، بلکه به خاطر قرار گرفتن در مسیر نادرست برای رسیدن به پاسخ رخ میدهند. مدیران معمولاً با این فرض پیش میروند که باید بهترین جواب را پیدا کنند. اما قبل از آن، یک لایه مهمتر وجود دارد که اغلب نادیده گرفته میشود؛ لایهای که به جای پاسخ، درباره «روش رسیدن به پاسخ» صحبت میکند. در این لایه،
پرداختن به نبایدها به جای بایدها
بخش بزرگی از ادبیات مدیریت حول یک سؤال تکراری ساخته شده است: «برای رشد چه باید کرد؟» این سؤال مهم است، اما کامل نیست. در واقعیت کسبوکار، بسیاری از شکستها نه به خاطر ندانستن مسیر رشد، بلکه به خاطر چند تصمیم اشتباه به ظاهر کوچک اما حیاتی رخ میدهند. مدیران معمولاً با حجم زیادی از انتخابها روبهرو هستند و طبیعی است که تمرکز خود را روی فرصتها بگذارند: توسعه بازار، افزایش فروش، بهبود محصول، یا ورود به کانالهای جدید. اما در این میان یک لایه مهمتر نادیده گرفته میشود؛ لایهای که به جای رشد، به بقای کسب و کار میپردازد.